X
تبلیغات
اسلام حق - عرفان های نوظهور(کاذب) و ویژگی های آن
منوی اصلی
 » صفحه نخست
 » پروفایل مدیر وبلاگ
 » پست الکترونیک
 » آرشیو وبلاگ
 » عناوین مطالب وبلاگ

آرشیو
 » آذر 1392
 » مهر 1392
 » آذر 1391
 » شهریور 1391
 » بهمن 1389
 » آذر 1389
 » آبان 1389
 » مهر 1389
 » شهریور 1389
 » مرداد 1389
 » خرداد 1389
 » فروردین 1389
 » اسفند 1388

طراح قالب


سایر امکانات
 RSS 
POWERED BY
BLOGFA.COM

 

  اسلام حق
ای مسیحیت, ای اهل تسنن و ای اهل دنیااقام علی(ع)غریب و مظلومه

 

 

عرفان های نوظهور(کاذب) و ویژگی های آن
  در قرون وسطی عامل عقب ماندگی غرب اربابان کلیسا بودند؛ زیرا بین دین مسیحیتی که این اربابان ارائه داده بودند با علم تناقض وجود داشت؛ سندی که بنده برای اثبات این مطالبم دارم قضیه معروف گالیله است که وقتی نظریه کروی بودن زمین را مطرح کرد همین اقایان او را تا سر حد مرگ پیش بردند که گالیله مجبور شد از گفته خود دست بردارد؛ یعنی کلیسا غرب را در جمود و عقب ماندگی نگه داشته بود تا این که جنگ های صلیبی رخ داد و غرب با علوم غنی مسلمانان اشنا شد واز همین علوم برای پیشرفت خودش استفاده کرد و مسیحیت و کلیسا را که مخالف علم و پیشرفت می دانست کنار گذاشت(نمونه دیگری که تناقض بین دین منحرف شده مسیحیت با علم را نشان می دهد اعتقاد هم به خدای یگانه ودر عین حال اعتقاد به خدای سه گانه{تثلیث}است که حتی در اناجیل هم نیست!!!) وسرانجام در قرون 16 الی 19 که به دوران رنسانس یا پیشرفت صنعتی مشهور است کارگاه ها و ابزارهای دستی به کارخانه ها و مراکز صنعتی و پیشرفته تبدیل شدند و با استفاده از حربه های استعمار و استثمار کشور های اسلامی را زیر سلطه برده ودر زمینه های علمی از ما پیشی گرفتند

     دلیل پیشرفت سریع غرب، حمایت ثروت مندان برای رسیدن به شهرت وثروت و همچنین جدایی از افکار غلط کلیسا بود ؛ در نهایت هم، قرن 19 به قرن ماشین و صنعت نام گزاری شد

     اما کار برای غرب همین جا تمام نشد در قرن 21 دیده شد که غرب با بحران های عاطفی ومخصوصا با بحران روحی روبه رو است ؛ از همین رو به جای این که به مقدسات دین الهی و توحیدی اسلام روی بیاورند به دلیل دین گریزی ان ها که محصول کلیسا است شروع به تولید انواع عرفان هایی که به جای خدا محوری ،انسان محور است ، روی اوردند تا نیاز های روحی غرب را در قرن 21 براورده کنند از همین رو قرن 21 معروف به قرن روانشناسی و بحران روحی است

 

 

تفاوت عرفان اسلامی با عرفان های نوظهور غربی وشرقی(کاذب):

 

    1-عرفان اسلامی خدا محور است اما عرفان غربی انسان محور است وکلمه ای با لفظ خدا معنایی ندارد(ماتریالیسم= مادی گرایی)

اما نباید فریب شعار های غرب را که با الفاظی زیبا و دلنشین بیان می کنند ،بخوریم؛ زیرا همین غرب چه تعریف هایی که از انسان ندارد مثلا « تعریفی از انسان= انسان گرگ انسان است» ، یا تعریف زن از دیدگاه غرب« زن حیوانی است مو دراز» یعنی کلمه ای به اسم روح از نظر غرب معنی ندارد ، همین اقای داروین که مورد حمایت قوم خود پرست یهود بود نظریه این که «انسان پیشرفته و تکامل یافته میمون است» را بیان کرده بود این ارزشی است که غرب و عرفان هایش به انسان داده است یا نظریه های دیگری که از طرف روان شناسان غربی همچون پوپر ،هیلگارد و فرود صادر شده است؛ اما سلام چطور؟ ارزش انسان در اسلام به قدری است که خدا هم به خودش اجازه نداده که ظلم فردی را نسبت به فردی دیگر ببخشد، راه حل این ظلم،  یا بخشش ظالم از جانب مظلوم است یا عذاب کشیدن ظالم در قیامت که به تعبیر قران هیچ شفیعی هم ندارند ، است.

   

    2- فقط درصدد پاسخ گویی به بعضی از ابعاد وجودی انسان است اما احکام الهی و عرفان اسلامی پاسخ گو به تمام ابعاد وجودی انسان است ؛ در نحوه برخورد باخود و نحوه برخورد با انسان ها و نحوه برخورد با طبیعت و نحوه برخورد با خدا که در هیچ یک از عرفان های نوظهور دیده نمیشود، اسلام برنامه دارد ؛ کسانی که اعتقاد به سکولاریزم(جدایی دین از سیاست) دارند ، منظورشان این است که همانند کلیسا خارج از متن زندگی اجتماعی قرار گیریم و تبدیل به یکی دیگر از عرفان های نوظهور گردیم که این در اسلام ممکن نیست زیرا:

- اسلام دین حق و تحریف نشده ای است(از ان موردی کاسته نشده است)

- در قران ایات فراوانی در مورد نحوه ی برخورد با افراد را داراست با چه کسانی دشمن باشیم و با چه کسانی دوست

- عملکرد پیشوایان ما برایمان حجت وکافی است؛  زیرا بزرگترین سیاست تشکیل حکومت واداره ان است که پیامبر اسلام و علی(ع) و امام حسن(ع) این کار را کرده بودند و چون احکام اسلام محدود به مکان و زمان معینی نیست حکومت اسلامی باید در همه زمان ها ومکان هاباشد واین عین سیاست است

  پس سکولار مردود است

 

   3- عرفان های نوظهور فاقد شریعت و حقیقت هستند ؛ فردی که عضوی از این عرفان هاست نمی داند که چه کار می کند؟ و می خواهد به کجا برسد؟ اما عرفان اسلامی ، شریعت و مخصوصا با حقیقت توأم است، از راه عقل و منطق اعتقاداتمان را اثبات میکنیم و می دانیم که هدف عرفان اسلامی قربة الی الله است ؛ یعنی سنبولیک و فانتزی ( سرگرم کننده و توخالی) نیست

   البته توجیهی که در عرفان های نوظهور وجود دارد شاد کردن است (فقط در این دنیا) اما ایرادات ما:

-  کجای شیطان پرستی یا به عبارت عالی تر نفس پرستی شاد کننده است؛عرفانی که می گوید در شب شیطان پرستی(هالووین= تاریخ مرگ انتوان لاوی موسس شیطان پرستی جدید) هر کس بتواند دیگران را بیشتر بترساند برتر وبزرگتر است

-  مگر هدف از شاد بودن ارامش نیست خوب همین نماز هم به ما ارامش می دهد، در حالی که ما حقیقت نماز را نفهمیده ایم

 

 

      انواع عرفان های نوظهور

 

 

   عرفان های کاذب به دو بخش عرفان های شرقی و عرفان های غربی تقسیم می شوند

    -از ویژگی های عرفان های شرقی این است که در ان عقلانیت و عدالت به چشم نمی خورد ، همچنین معنویتی است که در ان ظلم توجیه می شود

   - از ویژگی های عرفان های غربی این است که به ظاهر عقلانی است که در ان عدالت وجود ندارد

    بهترین تعبیری که می توان برای این عرفان ها استفاده کرد، استفاده از ایه « کلوا و الشربوا و لاتسرفوا» است که قسمت اول ایه « کلوا و الشربوا» می توان در مورد عرفان های شرقی استفاده کرد که ریاضت (سختی) کشیدن برای رسیدن به بعضی قدرت ها را مردود می داند ؛ باید بدانیم که امامان معصوم ما و حتی بعضی از عرفا قدرت های فرا علمی داشتند که از طریق قربة به حضرت حق کسب کرده بودند، بدون این که ریاضتی همچون ریاضت های وحشتناک مرتاض ها و جادو گران کشیده باشند ؛ از قسمت دوم ایه فوق« لاتسرفوا» می توان برای عرفان های غربی استفاده کرد که افراط کاری هایی در زمینه های اجتماعی ، فکری و حتی علمی دیده می شود که برای ترویج اعتقادات پوچ و نابود کنندشان و حتی ترویج عرفان هایشان (مانند شیطان پرستی) از انواع فیلم های علمی- تخیلی و کتاب ها و... استفاده می کنند

{مانند ساختن فیلم هایی از جمله « مرد انکبوتی» یا«ارباب حلقه ها» برای مردود و نابود ساختن اعتقادات مهدوی ما یا ساختن «افسانه جمونگ» برای ترویج هدف والا یا همان گرفتن سرزمین نیل تا فرات که در پرچمشان هم به کار برده اند} 

 

    اسامی عرفان های نوظهور

 

  از زمان به پیروزی رسیدن انقلاب جمهوری اسلامی ایران تا امروز طبق امار 25هزار فرقه و گروهک تشکیل شده است

  بنده در این قسمت سعی در نام بردن مشهور ترین عرفان های نوظهور را دارم

 

    

    عرفان های نوظهور هندی(جدید):

 

1- یوگا

2- اشو:{با محبت شروع می شود و با رابطه نا مشروع پایان می پذیرد در ضمن بنام عشق و محبت وفا قربانی می شود}

3- سای بابا:{اصلا خدا را قبول ندارند}

4- رام اللّه

5- کریشنا

6- یوگاندا

7- دالایی لاما( تبت)

8- طالع بینی

 

      عرفان های نوظهور امریکایی

 

1- پائولوکوئیلی (مهم در ایران){ مواد مخدر+ رابطه نامشروع}

2- اکنکار

3- سرخ پوستی

 

     عرفان های نوظهور چینی

 

1- ذن بودیسم

 

   

    عرفان های نوظهور یهودیت

 

1- کابالا

 

     عرفان های نوظهورفراعلم(ماوراء الطبیعت)

 

    

      عرفان های نوظهور مسیحیت

 

      توضیحاتی در باره اعتقادات بعضی از عرفان ها

 

   دالایی لاما: هدف از زندگی جست و جوی خوشبختی است بدون اینکه دین داشته باشی یا نداشته باشی

 

    سای بابا: ماموریت من اعطای شوق و شادی به شماست که هدف این است که از ضعف و ترس دورتان کنم ؛ ماموریت من پراکندن شادمانی است؛ قدرت من غیر قابل اندازه گیری است و تولد من غیر قابل توضیح و غیر قابل درک است

 

   اکنکار: اموزش عرفان با مصرف حشیش با برگزار کردن مجالس پارتی که در انواع مواد مخدر و دارو های روان گردان برای رفتن به حالت عرفانی و رسیدن به مدارج معنوی استفاده می شود و به رقص و... می پردازد

 

   اشو: از راه عقل و ذهن نمی توان به حقیقت رسید و اگر انسان بخواهد از راه عقل به مقصد برسد دورتر می شود ، مثل سگی می ماند که می خواهد دم خود را با دندان بگیرد اما هرچه به سوی ان حمله ور می شود از ان دورتر می شود ( همچنین او می گوید) با افتخار می گویم من صاحب هیچ نظام فلسفی نیستم

 

 

       در باره شیطان پرستی بدانیم

 

    شیطان پرستی دو نوع است:

 

1-شیطان پرستی قدیم: این نوع فرقه اعتقاد دارند که شیطان به صورت فرد وجود دارد که خیلی هم مهم نیست

 

2- شیطان پرستی جدید: این فرقه که مهم و البته خطرناک هم است خدا را قبول دارند اما با اختیار خود شیطان را می پرستند؛ اعتقاد دارند که شیطان یک نیروی اهریمنی است که توسط انتوان لاوی  در سال1969 از طریق جادو (نیرو اهریمنی خدای تاریکی ها) در کلیسا ابداع شده است ؛ از همین رو هالووین(شب شیطان پرستی) را مصادف با مرگ انتوان لاوی در 31 اکتبر است ، انتخاب شده است

 

     از علامات شیطان پرستی(لوسیفر)

 

   1- عدد شش صد و شست وشش(666) : باید بدانیم که عدد 999 ازاعتقادات مسیحیان است که به اعتقاد ان ها در اخر هر هزاره ممکن است حضرت مسیح برگردد؛ علامت 666 برای مسخره کردن این اعتقاد مسیحیان از جانب شیطان پرستان انتخاب شده است   

  

   2- صلیب وارونه ( مسخره کردن اعتقادات مسیحیان){مانند کراوات}

       3- صلیب شکسته

 

    4- EMMO

 

    5- آنارشیزم و...

                        

 


نوشته شده در  89/05/05ساعت 11:36  توسط مدیر وبلاگ 
| | لینک ثابت